گبه دستباف قشقایی با نقش درخت زندگی و سرو؛ قصهی سه درخت در کنار هم: بعضی فرشها را میتوان فقط با رنگ و اندازه و نوع بافت توصیف کرد؛ اما بعضی دیگر انگار پیش از آنکه فرش باشند، داستانی هستند که با نخ و پشم روایت شدهاند. این گبه دستباف قشقایی از همین جنس است؛ گبهای ساده، گرم و صمیمی که در میان زمینهی زیبای خود، تصویر سه درخت را در کنار یکدیگر جای داده است؛ یک درخت زندگی نارنجی در مرکز و دو سرو سرمهای در دو سوی آن.
سه درختی که وقتی به آنها نگاه میکنیم، میتوان خیال کرد سالهاست یکدیگر را میشناسند؛ مثل سه دوست قدیمی که در کنار هم ایستادهاند و قرار نیست هیچکدام دیگری را تنها بگذارد.
زمینهی زرشکی؛ سادگیای که اجازه میدهد درختها دیده شوند: زمینهی این گبه قشقایی به رنگ زرشکی است؛ رنگی عمیق، گرم و چشمنواز که بدون آنکه بخواهد بیش از اندازه خودنمایی کند، فضای مناسبی برای نقشهای اصلی فراهم کرده است.
زمینه ساده است و همین سادگی یکی از نقاط قوت این گبه محسوب میشود. هیچ ازدحامی از نقشها وجود ندارد که چشم را خسته کند. درخت مرکزی و دو سرو کناری فرصت دارند که در این فضای آرام خودشان را نشان دهند.
این نوع سادگی در گبههای دستباف اهمیت ویژهای دارد. بافنده گاهی با کمترین تعداد نقش، بیشترین احساس را منتقل میکند؛ درست مانند یک نقاش که به جای پر کردن تمام بوم، بخشی از آن را خالی میگذارد تا عنصر اصلی نقاشی نفس بکشد.
درخت زندگی نارنجی؛ قلب گرم این گبه: در مرکز این گبه، یک درخت زندگی نارنجیرنگ بافته شده است. درخت زندگی از شناختهشدهترین نقشها در هنر و فرش ایرانی است؛ نمادی که میتواند مفاهیمی مانند زندگی، رشد، ریشه داشتن و تداوم را در خود جای دهد.
اما در این گبه، درخت زندگی فقط یک نماد نیست. رنگ نارنجی آن در مقابل زمینهی زرشکی، حالتی گرم و زنده ایجاد کرده است؛ گویی درختی است که در میان دشتی آرام ایستاده و نور خورشید را در شاخهها و برگهای خود نگه داشته است.
سادگی فرم درخت نیز به آن حالتی صمیمی میدهد. اینجا قرار نیست یک درخت واقعی با تمام جزئیات طبیعیاش بازسازی شود؛ بلکه بافنده، تصویر درخت را همانطور که در ذهن و خیال خودش داشته، به زبان ساده و هندسی گبه تبدیل کرده است.
و شاید همین ویژگی، یکی از زیباترین وجوه هنر عشایری باشد: طبیعت نه آنگونه که دوربین میبیند، بلکه آنگونه که انسان آن را در ذهن خود تجربه کرده، به تصویر کشیده میشود.
دو سرو سرمهای؛ دوستانی قدیمی در کنار درخت زندگی: در دو طرف درخت نارنجی، دو سرو سرمهای ایستادهاند. این دو سرو، از نظر بصری نقش قاب را برای درخت مرکزی ایفا میکنند؛ اما اگر کمی شاعرانهتر به آنها نگاه کنیم، میتوان داستان دیگری در آنها دید.
گویی این سه درخت سالهاست یکدیگر را میشناسند.
درخت نارنجی در میان ایستاده و دو سرو سرمهای در چپ و راستش، آرام و استوار، همراه او هستند. نه یکی بر دیگری غلبه کرده و نه تلاش میکنند توجه بیشتری به خود جلب کنند. هر سه کنار هم قرار گرفتهاند؛ مانند دوستانی قدیمی که حضورشان در کنار یکدیگر به هر سه معنا میدهد.
شاید بتوان این گبه را تصویری کوچک از همراهی و همزیستی دانست؛ سه درخت با سه رنگ و شخصیت متفاوت که در یک سرزمین مشترک کنار هم زندگی میکنند.
رنگ سرمهای سروها نیز در کنار نارنجی درخت مرکزی و زمینهی زرشی، ترکیبی عمیق و چشمنواز ساخته است. رنگها در اینجا تنها برای زیبایی کنار هم ننشستهاند؛ هرکدام بخشی از شخصیت این منظرهی ساده و خیالانگیز هستند.
سه درخت، یک داستان: اگر این گبه را کمی بیشتر نگاه کنید، شاید دیگر فقط سه نقش درخت نبینید. ممکن است یک باغ کوچک در ذهنتان شکل بگیرد؛ جایی آرام که سه درخت در آن کنار یکدیگر رشد کردهاند.
درخت نارنجی شاید نماد زندگی و گرما باشد و دو سرو سرمهای، نماد استواری و همراهی. یکی در مرکز ایستاده و دو تای دیگر در دو طرفش؛ مانند کسانی که سالهاست در کنار هم بودهاند و حالا دیگر حضور یکدیگر برایشان بخشی از زندگی است.
این همان نقطهای است که فرش دستباف از یک شیء تزئینی فراتر میرود. بیننده میتواند داستان خودش را در آن پیدا کند. یک نفر ممکن است در آن درخت زندگی ببیند، دیگری دوستی و همراهی و شخصی دیگر، تصویری از خانوادهای که اعضای آن با وجود تفاوتهایشان، کنار هم ایستادهاند.
بافتهشده با دست بانوان ایل قشقایی: این گبه دستباف قشقایی به دست بانوان ایل قشقایی بافته شده است؛ زنانی که سنت بافت گبه و فرش را نسل به نسل با خود حمل کردهاند.
در هنر عشایری، بافنده تنها کسی نیست که نخها را به یکدیگر متصل میکند. ذهن و تخیل او نیز در اثر حضور دارد. به همین دلیل، بسیاری از نقشهای گبه حالتی آزاد و شخصی دارند؛ گویی بافنده در هنگام بافت، داستانی را که در ذهن دارد آرامآرام به زبان نخ و رنگ ترجمه میکند.
این گبه نیز حاصل همین نگاه است؛ یک ترکیب ساده اما پرمعنا که سه درخت را در کنار یکدیگر قرار داده و از دل همین سادگی، تصویری ماندگار ساخته است.
پشم در تار، پود و پرز: یکی از ویژگیهای مهم این اثر، استفاده از پشم در تار، پود و پرز گبه است. پشم از دیرباز مهمترین مادهی اولیه در بافت گبههای عشایری ایران بوده و استفاده از آن، ویژگیهای خاصی به این نوع فرش میدهد.
الیاف پشمی به گبه گرما، نرمی و حالتی طبیعی میبخشند. وقتی دست روی سطح یک گبهی پشمی کشیده میشود، تفاوت آن با یک محصول صنعتی بهخوبی احساس میشود؛ چرا که اینجا با مادهای طبیعی و اثری روبهرو هستیم که مرحلهبهمرحله با دست شکل گرفته است.
رنگهای گیاهی؛ رنگهایی از دل طبیعت: تمام رنگهای این گبه گیاهی و طبیعی هستند. رنگرزی با مواد گیاهی یکی از بخشهای ارزشمند سنت فرش ایرانی است و باعث میشود رنگها عمق و شخصیت خاص خود را داشته باشند.
زرشکی زمینه، نارنجی درخت مرکزی و سرمهای سروها، در کنار یکدیگر ترکیبی ساختهاند که هم گرم است و هم آرام. این هماهنگی رنگی باعث شده گبه بتواند هم در یک فضای سنتی و هم در دکوراسیونی معاصر قرار بگیرد.
اندازهای جمعوجور با حضوری چشمگیر: این گبه در اندازهی ۹۰×۱۲۰ سانتیمتر بافته شده است؛ ابعادی که آن را برای فضاهای مختلف مناسب میکند.
میتوان از آن در کنار یک صندلی، در ورودی خانه، اتاق مطالعه، اتاق خواب یا یک گوشهی دنج از نشیمن استفاده کرد. حتی میتوان آن را مانند یک اثر هنری روی دیوار قرار داد و اجازه داد سه درخت آن به جای یک تابلوی نقاشی، داستان خودشان را روایت کنند.
گبهای که میتواند بخشی از خانه شود: این گبه برای کسی است که در فرش، فقط رنگ و اندازه نمیبیند. برای کسی که دوست دارد در خانهاش چیزی داشته باشد که داستان، دست انسان و بخشی از فرهنگ ایران را با خود حمل کند.
یک گبه قشقایی که با دست بافته شده، از پشم ساخته شده، با رنگهای گیاهی رنگ گرفته و در دل خود تصویری ساده اما دوستداشتنی از سه درخت دارد.
سه درخت که کنار هم ایستادهاند؛ یکی نارنجی و گرم، دو تای دیگر سرمهای و استوار.
شاید اگر بخواهیم برای این گبه یک جمله انتخاب کنیم، همان داستان سادهی سه دوست قدیمی باشد:
سه درخت، سه رنگ، یک سرزمین؛ و قصهای که قرار است سالها در کنار هم ادامه پیدا کند.
این گبه دستباف قشقایی با نقش درخت زندگی با اندازهی ۹۰×۱۲۰ سانتیمتر، اثری اصیل و دستساز از هنر بانوان ایل قشقایی است؛ گبهای که زیبایی آن در سادگی، رنگهای طبیعی و داستانی است که هر بیننده میتواند به شیوهی خودش آن را ادامه دهد.