گبه دستباف قشقایی با طرحی هندسی، جسورانه و معاصر: این گبه دستباف قشقایی، نمونهای متفاوت از آن چیزی است که معمولاً از یک گبه سنتی در ذهن داریم؛ اثری که ریشههای خود را در فرهنگ بافندگی عشایر قشقایی حفظ کرده، اما نگاه بافنده جوان آن به جهان امروز، زبان بصری تازهای به آن بخشیده است. این گبه در اندازه ۱۵۰ × ۱۰۵ سانتیمتر بافته شده و در طراحی آن، مرز میان سنت و هنر معاصر به شکلی ظریف و هوشمندانه کنار رفته است.
در نگاه نخست، چیزی که این گبه قشقایی را از بسیاری از نمونههای معمول جدا میکند، طرح آن است. خبری از تکرارهای کاملاً منظم و نقشهای کلاسیک و متقارن نیست؛ در عوض، مجموعهای از مربعها و مستطیلهایی با اندازههای متفاوت در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند؛ گویی قطعاتی رنگین از یک جهان هندسی، آرام و بدون اجبار در کنار هم نشستهاند. همین بیقاعدگیِ حسابشده، به گبه شخصیت میدهد و آن را به اثری نزدیک میکند که میتوان در مرز میان فرش دستباف ایرانی و هنر مدرن قرار داد.
ترکیب رنگ در گبه؛ گفتوگویی میان سنت و مدرنیته: رنگها در این گبه تنها برای پر کردن سطح نقش به کار نرفتهاند. سبز، آبی، زرد، نارنجی و طوسی در کنار یکدیگر ترکیبی ساختهاند که هم جسورانه است و هم چشمنواز. تضاد میان این رنگها باعث شده اشکال هندسی عمق و انرژی بیشتری پیدا کنند و سطح گبه مانند صفحهای زنده به نظر برسد.
در هنر فرش ایرانی، رنگ همیشه چیزی فراتر از یک عنصر تزئینی بوده است. رنگ میتواند احساس، طبیعت، خاطره و حتی شخصیت بافنده را منتقل کند. در این اثر نیز انتخاب رنگهای روشن و زنده در کنار طوسی، نوعی تعادل میان گرما و سکون ایجاد کرده است؛ نارنجی و زرد گرمای بصری خود را وارد ترکیب میکنند، آبی و سبز حس آرامش و طبیعت را به همراه میآورند و طوسی مانند نقطهای برای ایجاد تعادل میان این رنگها عمل میکند.
این ترکیب باعث شده با وجود آنکه با یک گبه دستباف قشقایی روبهرو هستیم، ظاهر آن کاملاً قابلیت حضور در دکوراسیونهای معاصر را داشته باشد؛ از فضاهای مینیمال و مدرن گرفته تا خانههایی که در آنها هنر، رنگ و اشیای دستساز جایگاه ویژهای دارند.
هندسهای که از نظم فرار میکند: یکی از جذابترین ویژگیهای این گبه، نحوه قرار گرفتن مربعها و مستطیلهاست. اندازه اشکال یکسان نیست و مرزهای آنها به گونهای در کنار هم قرار گرفته که گویی بعضی از قطعات روی قطعات دیگر نشستهاند. همین ویژگی ساده، ریتمی متفاوت در سطح فرش ایجاد کرده است.
در هنر مدرن، هندسه اغلب وسیلهای برای رسیدن به نظم است؛ اما در این گبه، هندسه به شکلی آزادتر استفاده شده است. اشکال هندسی وجود دارند، اما قرار نیست همه چیز دقیقاً متقارن و قابل پیشبینی باشد. اینجا هندسه با منطق بافندگی عشایری و آزادی ذهن بافنده ترکیب شده و نتیجه، طرحی است که هم ساختار دارد و هم زندگی.
شاید بتوان گفت این همان جایی است که گبه قشقایی دوباره معنای واقعی خود را نشان میدهد: گبه الزاماً بازتولید یک نقشه از پیش تعیینشده نیست؛ میتواند حاصل لحظهای از تخیل، تجربه، حافظه و احساس بافنده باشد.
امضای بافنده؛ آدمکی کوچک در گوشه گبه: در گوشه سمت راست این گبه، یک موتیف کوچک آدمک دیده میشود. شاید در نگاه اول جزئی کوچک از طراحی کلی باشد، اما برای شناخت روح این اثر، همین جزئیات اهمیت زیادی دارد.
این آدمک را میتوان مانند یک امضای تصویری دید؛ گویی بافنده جوان خواسته است نشانی از خودش در میان تار و پود باقی بگذارد. در بسیاری از هنرهای سنتی، هنرمند لزوماً نام خود را با حروف روی اثر نمینویسد؛ گاهی یک نشانه، یک تغییر کوچک در نقش یا یک موتیف خاص میتواند حضور او را برای همیشه در اثر ثبت کند.
اینجا نیز آن آدمک کوچک میتواند چنین معنایی داشته باشد: «من اینجا بودهام.»
بافنده، که نقش را از ذهن خود به تار و پود منتقل کرده، تنها یک فرش کاربردی نساخته است؛ بخشی از نگاه شخصی خود را در آن باقی گذاشته است. همین جزئیات است که یک فرش دستباف ایرانی را از یک محصول صنعتی جدا میکند. در فرش دستباف، حتی یک نقص کوچک، یک تغییر رنگ، یک تفاوت در اندازه نقش یا یک موتیف غیرمنتظره میتواند بخشی از هویت اثر باشد.
پشم دستریس و رنگهای کاملاً گیاهی: این گبه با پشم دستریس بافته شده است؛ مادهای که ارتباط مستقیمی با سنت دیرینه بافندگی عشایری ایران دارد. پشم دستریس به دلیل ویژگیهای طبیعی خود، شخصیت متفاوتی نسبت به الیاف صنعتی دارد و در سطح گبه، حس و ظاهری زنده و طبیعی ایجاد میکند.
رنگهای این گبه نیز کاملاً گیاهی هستند. استفاده از رنگهای طبیعی در فرش ایرانی سابقهای طولانی دارد و یکی از مهمترین ویژگیهایی است که به فرش دستباف، عمق و اصالت بصری میبخشد. رنگ طبیعی تنها یک عدد در جدول مشخصات فرش نیست؛ بخشی از داستان ساخت آن است.
در رنگرزی سنتی، رنگ با الیاف طبیعی وارد رابطهای متفاوت میشود و همین امر میتواند به ایجاد تغییرات ظریف و زنده در سطح فرش کمک کند. به همین دلیل، رنگهای طبیعی اغلب دارای آن کیفیتی هستند که در نگاه اول شاید نتوان آن را توضیح داد، اما بهوضوح احساس میشود.
گبهای برای خانههای امروزی: این گبه دستباف قشقایی به دلیل طراحی هندسی و ترکیب رنگهای خاص خود، میتواند انتخابی جذاب برای فضاهای معاصر باشد. اندازه ۱۵۰ × ۱۰۵ سانتیمتر نیز امکان استفاده از آن را در بخشهای مختلف خانه فراهم میکند؛ از فضای نشیمن و اتاق مطالعه گرفته تا ورودی، کنار تخت، مقابل یک کنسول یا بخشی از یک فضای هنری.
اما ارزش این گبه تنها در کاربرد آن خلاصه نمیشود. این اثر میتواند مانند یک قطعه هنر روی زمین دیده شود؛ چیزی میان فرش، نقاشی و شیئی که داستانی درباره انسان سازنده خود دارد.
اگر بسیاری از گبههای سنتی روایتگر جهان طبیعی، زندگی عشایری و نقشهایی هستند که نسل به نسل منتقل شدهاند، این گبه روایتی تازهتر دارد: روایت بافندهای جوان که همان زبان قدیمی را با ذهنی متفاوت بازخوانی کرده است.
گبه قشقایی؛ وقتی سنت، زبان تازهای پیدا میکند: زیبایی این گبه در این نیست که تلاش کرده از گذشته فاصله بگیرد؛ اتفاقاً ارزش آن در این است که گذشته را حفظ کرده و در عین حال، آن را دوباره تفسیر کرده است. پشم دستریس، رنگهای گیاهی، بافت دستی و ریشه قشقایی، همه یادآور یک سنت دیرینهاند؛ اما طرح هندسی، انتخاب رنگها و موتیف آدمک، صدای نسل تازهای از بافندگان را وارد این سنت کردهاند.
این همان چیزی است که یک اثر دستباف اصیل را زنده نگه میدارد. سنت زمانی زنده است که فقط تکرار نشود؛ بلکه هر نسل بتواند چیزی از خودش به آن اضافه کند.
این گبه، با ترکیب سبز، آبی، زرد، نارنجی و طوسی، هندسه آزاد، پشم دستریس و رنگهای کاملاً گیاهی، اثری خاص، جسورانه و معاصر است؛ گبهای که هم میتوان در آن ردپای فرهنگ و هنر عشایر قشقایی را دید و هم نگاه یک بافنده جوان را که خواسته است جهان را از زاویهای تازه ببینید.
در نهایت، شاید مهمترین ویژگی این گبه همان چیزی باشد که در هیچ جدول مشخصاتی نوشته نمیشود: حس انسانی آن. دستی که پشم را ریسیده، بافندهای که رنگ را انتخاب کرده، ذهنی که مربعها و مستطیلها را در کنار هم قرار داده و در گوشهای کوچک، آدمکی را بهعنوان نشانی از خود باقی گذاشته است.
این گبه دستباف قشقایی فقط بافته نشده؛ بخشی از نگاه یک انسان به جهان، در میان تار و پود آن ثبت شده است.