گبه دستباف قشقایی خودرنگ با نقش درخت و بز؛ زیبایی در سادگی و هندسه: گاهی یک گبه برای زیبا بودن به رنگهای فراوان و نقوش پیچیده نیاز ندارد. گاهی کافی است چند رنگ طبیعی، چند خط ساده و تخیل یک بافنده در کنار هم قرار بگیرند تا اثری شکل بگیرد که چشم را متوقف کند. این گبه دستباف قشقایی نمونهای زیبا از همین نگاه است؛ گبهای با طراحی راهراه، بخش بزرگی از بافت به صورت خودرنگ و مجموعهای از موتیفهای هندسی و عشایری که در میان نوارهای رنگی آن جای گرفتهاند.
این گبه در اندازهی ۱۱۵×۸۱ سانتیمتر بافته شده و ساختار ساده اما بسیار حسابشدهی آن، ظاهری متفاوت و هنری به اثر بخشیده است.
راهراههایی که داستان گبه را میسازنددر نگاه نخست، چیزی که بیش از همه توجه را جلب میکند، ساختار راهراه گبه است. این نوارها در سه طیف اصلی شکل گرفتهاند: قهوهای، طوسی و کرم.
قسمتهای بالا و پایین گبه به رنگ قهوهای هستند. کمی به سمت مرکز که حرکت کنیم، نوارهای طوسی قرار گرفتهاند و در نهایت، بخش مرکزی با رنگ کرم شکل گرفته است.
این تقسیمبندی ساده، در واقع اسکلت اصلی طراحی گبه است. بافنده به جای آنکه سطح فرش را با نقشهای فراوان پر کند، از نوارهای افقی استفاده کرده و سپس موتیفهای کوچک را در دل این ساختار قرار داده است.
نتیجه، ترکیبی است میان سادگی و جزئیات؛ از فاصلهی دور، یک ترکیب آرام و منظم دیده میشود و از نزدیک، دنیایی از نقشهای کوچک و معنادار آشکار میشود.
زیبایی خودرنگ؛ رنگهایی که خودشان را پنهان نمیکنند: بخش بسیار زیادی از این گبه کاملاً خودرنگ بافته شده است. این ویژگی باعث شده رنگ طبیعی پشم، نقش مهمی در زیبایی اثر داشته باشد.
قهوهای، طوسی و کرم در کنار یکدیگر، فضایی طبیعی و آرام ایجاد کردهاند. هیچکدام از این رنگها تلاش نمیکنند بیش از اندازه جلب توجه کنند؛ زیبایی آنها در هماهنگی و طبیعی بودنشان است.
تنها در برخی موتیفهای کوچک از رنگهای گیاهی استفاده شده است؛ همین مقدار اندک رنگ نیز به دلیل قرار گرفتن در میان زمینهی خودرنگ، جلوهی بیشتری پیدا میکند.
این تضاد بسیار ظریف است: رنگهای طبیعی و خاموش در کنار چند لکهی کوچک از رنگهای زندهتر.
مثل ستارههایی کوچک در یک آسمان آرام.
موتیفهای هندسی در میان نوارها: در قسمتهای قهوهای و طوسی گبه، موتیفهای هندسی مربع و لوزیشکل دیده میشوند. این موتیفها با رنگهایی مانند کرم، آبی، نارنجی و خردلی بافته شدهاند.
اندازهی کوچک این نقشها باعث شدهاند که به جای غلبه بر ساختار اصلی، مانند جزئیات ظریف روی نوارهای گبه بنشینند.
لوزی و مربع از جمله اشکال هندسی بسیار آشنا در هنرهای سنتی و بافتههای ایرانی هستند. اما در این گبه، این اشکال به شکلی ساده و آزاد در میان نوارها قرار گرفتهاند و بخشی از زبان تصویری شخصی بافنده شدهاند.
از فاصلهی دور شاید تنها چند نقطهی رنگی دیده شوند، اما وقتی نزدیک شوید، شکل هندسی آنها آشکار میشود.
مرکز گبه؛ جایی که داستان آغاز میشوداما مهمترین بخش این اثر در نوار مرکزی کرمرنگ قرار دارد.
در میان این زمینهی آرام، به صورت یکی در میان چهار درخت هندسی و سه بز بافته شدهاند.
این ترکیب، قلب تصویری گبه است.
چهار درخت و سه بز در کنار یکدیگر، تصویری ساده و در عین حال بسیار آشنا از جهان عشایری میسازند؛ طبیعت، زندگی و حیواناتی که بخشی از زندگی روزمرهی انسانهای کوچنشین بودهاند.
چهار درخت هندسی؛ طبیعت با زبان خیال: درختها در این گبه به شکل واقعگرایانه بافته نشدهاند. آنها درختانی هندسی و انتزاعی هستند؛ حاصل سادهسازی طبیعت توسط ذهن بافنده.وقتی یک بافنده درخت را به چند خط، شاخه و شکل هندسی تبدیل میکند، دیگر صرفاً تصویری از یک درخت واقعی ارائه نمیدهد؛ بلکه برداشت خودش از مفهوم درخت را بیان میکند.
درخت میتواند نشانهی رشد، زندگی، ریشه داشتن و تداوم باشد. اما در هنر عشایری، این مفاهیم الزاماً با توضیح و کلام بیان نمیشوند؛ بلکه در دل نقش زندگی میکنند.
چهار درخت این گبه نیز در میان زمینهی کرم ایستادهاند و به ترکیب مرکزی نظم و ریتم دادهاند.
سه بز؛ نشانی از زندگی عشایری: در کنار درختها، سه بز هندسی قرار گرفتهاند. بز یکی از موتیفهایی است که در بسیاری از بافتههای عشایری ایران دیده میشود و ارتباط نزدیکی با زندگی دامداری و محیط زیست عشایر دارد.
اما مانند درختها، بزهای این گبه نیز تصویر دقیق یک حیوان نیستند. آنها با چند خط و شکل ساده ساخته شدهاند؛ گویی بافنده تصویر حیوان را در ذهن خود نگه داشته و سپس آن را با کمترین تعداد خطوط ممکن به بافت منتقل کرده است.
این سادگی، اتفاقاً قدرت نقش را بیشتر میکند.
سه بز در کنار چهار درخت، یک جهان کوچک میسازند؛ جهانی که در آن انسان، طبیعت و حیوان در کنار یکدیگر حضور دارند.
تعادل میان سکوت و نقشیکی از ویژگیهای زیبای این گبه، تعادل میان بخشهای ساده و بخشهای نقشدار است.
اگر تمام سطح گبه با موتیفهای رنگارنگ پوشانده میشد، احتمالاً چنین تأثیری ایجاد نمیکرد. بخشهای خودرنگ و راهراه، مانند سکوت میان نتهای یک موسیقی هستند؛ و موتیفهای کوچک رنگی، همان نتهایی هستند که این سکوت را میشکنند.
به همین دلیل است که این گبه حتی با وجود طراحی نسبتاً ساده، جلوهای بسیار چشمگیر دارد.
سادگی در اینجا به معنای کمبود نیست؛ خودِ سادگی تبدیل به زبان هنری اثر شده است.
گبهای با حالوهوای اصیل و طبیعی: این گبه دستباف قشقایی برای کسی مناسب است که در فرش ایرانی به دنبال چیزی فراتر از تزئین است. چیزی که رد دست انسان را در خود داشته باشد و رنگ و نقش آن بیش از آنکه محصول یک طراحی صنعتی باشد، حاصل تخیل و فرهنگ بافنده باشد.
ترکیب خودرنگ قهوهای، طوسی و کرم در کنار موتیفهای کوچک کرم، آبی، نارنجی و خردلی، به گبه ظاهری میدهد که هم اصیل و سنتی است و هم میتواند در فضای امروزی بسیار زیبا به نظر برسد.
اندازهی ۱۱۵×۸۱ سانتیمتر نیز آن را برای فضاهای مختلف مناسب میکند؛ از یک گوشهی کوچک در نشیمن یا اتاق مطالعه گرفته تا کنار صندلی، ورودی خانه یا حتی استفاده به عنوان یک اثر هنری روی دیوار.
یک گبه کوچک با دنیایی در دل خود: شاید زیبایی اصلی این گبه در این باشد که برای دیده شدن، فریاد نمیزند.
از دور، خطوط قهوهای، طوسی و کرم دیده میشوند؛ آرام و منظم. اما وقتی نزدیکتر میشوید، مربعها و لوزیهای رنگی را پیدا میکنید. بعد به مرکز میرسید؛ جایی که چهار درخت و سه بز در میان زمینهی کرم ایستادهاند.
و ناگهان متوجه میشوید که پشت آن ظاهر ساده، یک جهان کوچک پنهان شده است.
۱۱۵×۸۱ سانتیمتر از پشم، با ساختاری عمدتاً خودرنگ، نوارهای قهوهای، طوسی و کرم، موتیفهای هندسی رنگی و چهار درخت و سه بز در مرکز.
این گبه نمونهای زیبا از هنر دستباف قشقایی است؛ هنری که نشان میدهد برای خلق یک اثر ماندگار، همیشه به نقوش پیچیده و رنگهای فراوان نیاز نیست. گاهی چند نوار ساده، چند رنگ طبیعی و خیال یک بافنده کافی است تا فرشی به وجود بیاید که هم ساده باشد، هم اصیل و هم بهطرزی عمیق زیبا.