گبهای که در اینجا میبینیم، نمونهای زیبا و منحصربهفرد از هنر بیمانند زنان ایل قشقایی است؛ گبهای دستباف، بافتهشده با پشم دستریس، که در حدود سه متر مربع اندازه دارد و نشانی روشن از فرهنگ، ذوق و زندگی کوچنشینی ایل قشقایی در دل خود جای داده است. این گبه نهتنها با دستان هنرمند زنان قشقایی بافته شده، بلکه در فرآیند ساخت آن نیز تمامی مراحل، از چیدن پشم گوسفندان ایل تا رنگرزی سنتی نخها، به صورت کاملاً دستی و با بهرهگیری از دانش کهن نسلی به نسل منتقل شده، انجام گرفته است. نخهای آن از پشم دستریس هستند؛ یعنی پشمی که بدون دخالت ماشین و صرفاً با دوکهای سنتی و به وسیله بانوان ایل ریسیده شده و در نتیجه، کیفیت، نرمی و دوام بسیار بالایی دارد. رنگ زمینهی این گبه، سبز ملایمی است که از دل طبیعت به دست آمده است. رنگرزی این نخها به روش کاملاً سنتی و با استفاده از گیاهان طبیعی انجام شده، بیآنکه ردّی از مواد شیمیایی در آن باشد. همین موضوع باعث شده تا رنگ سبز گبه حالتی زنده، آرامشبخش و در عین حال بادوام داشته باشد؛ رنگی که در نگاه اول تداعیگر دشتهای پرگیاه و بهار کوچنشینان قشقایی است. نقوش این گبه، ساده و در عین حال پرمعنا هستند. در چهارگوشه گبه، دو نقش تکرارشونده دیده میشود: یک بز کوچک و یک گیاه کوچک. در گوشههای بالایی، بزها به رنگ قرمز بافته شدهاند و گیاهها به رنگ خردلی، در حالی که در دو گوشه پایینی، این ترکیب رنگی بهصورت وارونه تکرار شدهاست؛ گیاه به رنگ قرمز و بز به رنگ خردلی. این چینش هوشمندانه نهتنها تعادل بصری زیبایی به گبه میبخشد، بلکه نمادی از توازن در طبیعت و چرخه زندگی است؛ جایی که بز بهعنوان نماد زندگی، برکت و مقاومت در فرهنگ عشایری، و گیاه بهعنوان نشانهای از طبیعت، رشد و پایداری در کنار هم به تصویر کشیده شدهاند. ترکیب رنگهای سبز، قرمز و خردلی نیز نشاندهنده سلیقه رنگشناسانه زنان ایل قشقایی است؛ سلیقهای که ریشه در طبیعت و محیط زندگیشان دارد. رنگ قرمز، نماد شور زندگی و آتش است، رنگ خردلی یادآور خاک گرم و طلایی دشتها و رنگ سبز نیز نماد زندگی، امید و طبیعت است. آنچه این گبه را بیش از پیش ارزشمند میسازد، نهتنها مواد اولیه طبیعی و فرآیند سنتی ساخت آن است، بلکه حضور ذهن و تخیل بافندهاش است. هر گبه قشقایی حاصل ذهن خلاق بانویی از ایل است که بدون نقشه مکتوب، بر اساس ذوق، خاطرات، احساسات و تجربهاش شروع به بافت میکند. بنابراین، هیچ دو گبهای شبیه به هم نیستند و هر قطعه، دفتری از زندگی است که در گرهبهگرهی آن روایتی نهفته است. این گبه نه فقط یک زیرانداز یا اثر تزئینی، بلکه قطعهای از فرهنگ زنده و پویا است؛ سفیری از هنر و تاریخ قشقایی که از دل طبیعت و با دستان پرتوان زنان ایل به جهانیان معرفی میشود. در دنیایی که ماشینها جای هنر دست را گرفتهاند، چنین اثری گوهری کمیاب و ارزشمند بهشمار میرود.